احکام تفويض مهر

 1) اگر اختيار به مرد داده شده باشد مي تواند هرمقدار که بخواهد تعيين کند .

۲) اگر اختيار به زن داده شده باشد نمي تواندبيشتر از مهر السنه تعيين کند . مهر السنه ، مهري

است که پيامبر براي همسران خويش تعيين ميکرد .

3) اگر اختيار به شخص ثالث داده شده باشد ميتواند مهر را هر قدر که بخواهد تعيين کند . 

   زمان مالکيت مهر 

 عقد نکاح ، عقد رضايي است بنابراين ملکيت مهربراي زن به محض عقد است منتهي اگر عين

خارجي باشد مالک است اما اگر دين باشد يعني مافي الذمه باشد مرد بگويد در مقابل صد سکه طلا،به محض عقد مرد مديون زن است . وقتي عقد ازدواج انجام مي شود دو مرحلهاساسي را مي توان براي آن نام برد.

 1) مرحله عقد : زن مالک تمام مهر مي شود .

۲) مرحله بعد از زفاف 

   ملکيت 2 نوع است :

 1) ملکيت مستقر

2) ملکيت متزلزل 

زن نسبت به 100 سکه ، ملکيت 50 سکه مستقراست و 50 سکه متزلزل است و منوط به زفاف

است.حتي اگر زن دريافت کرده باشد تمام مهريه واگر ازدواج بهم خورد ، بايد نيمي از آن را پس بدهد. 

  بررسي مشکلات ماده 1085 قانون مدني وراهکارهاي جلو گيري از آن :

طبق ماده 1085 : زن مي تواند تا زماني که مهريدريافت نکرده از ايفاي وظايفي که در برابر شوهر

دارد امتناع ورزد مشروط بر اينکه مهر او حال باشدو اين امتناع ، مسقط نفقه نخواهد بود . 

  مشکلات اين ماده عبارتند از :

1) سوءاستفاده زن از اين حق: نيمي زنان ميتوانند پسران را فريب دهند ،اظهار عشق و علاقه و

تمايل بکند و پسري که از نظر مالي شرافت داشتهباشد به اين عشق و علاقه تمايل مثبت نشان ميدهد و زني که قصد سوء استفاده دارد مي تواندمرد را به زندان ببرد.

2) با وجودي که زن وظيفه اش را انجام نمي دهد .اما مستحق نفقه نخواهد بود . 

   راهکارهاي جلوگيري از اين مشکلات عبارتند از :

 1) با تعيين مهر ، چنانچه مرد توانايي عند المطالبهرا نداشته باشد مي تواند مرد مهر را مؤجل کند مثلاًاگر 100 سکه است چند تاي آنرا به محض عقد ، وچند سال ديگر چند عدد را به زن مي دهد يعنيتقسيط و موجل بشود و به اين ترتيب مانع افرادفرصت طلب مي شود .

پس از طلاق مهر ، حال نمي شود و بايد آنرا درطي اقساط بدهد .با فوت مرد ، مهر حال مي شود

زيرا هر مديوني که بدهي هاي مؤجل دارد اگر ازدنيا برود تمام بدهي هايش حال مي شود. 

بنابراين بهترين راه حل براي ماده 1085 در درجهاول مؤجل کردن مهر است دوم اينکه مهر عين

باشد نه دين . 

  ابراي مهريه 

 ملکيت زن بر مهر به محض عقد است مهر ميتواند عين خارجي يا دين باشد . در اين جلسه ابراي

مهر در خصوص دين مطرح مي شود . منظور از ابراي مهر اين است که زن در مهر تصرف

کند . زيرا زن به محض عقد ، مالک مهر مي شود .يکي از انواع تصرف زن در مهر ، ابراي آن يا

بخشيدن به مرد است . منتها بخشيدن به اين معناکه زن ، مرد را بري الذمه کند . اين امر بيشتر ريشهدر آيات و روايات دارد . در آيه شريفه اي آمده که :

اگر زن مهر را به مرد ببخشد ، تمجيد شده وپسنديده است .البته بخشش مهر شايد از جهاتي

مطلوب باشد اما از جهات ديگر پيامدهاي نامطلوبينيز دارد . زيرا در صورت بخشش مهر به مرد ، اگر

زماني اين مرد ورشکسته شود ، زن هيچ حقيندارد گر چه زن مي تواند پس از مرگ شوهر ، مهر

را به مرد ببخشد . 

  احکام ابراي مهر

1) پيش از عقد 

2) در فاصله زماني پس از عقد و پيش از زفاف

تصرف زن در مهر ، پيش از عقد نکاح ، هيچ اثريبرآن ندارد .زيرا هنوز مالک نشده است . 

 اگر زن مهر خود را ابراء کند و مرد پيش از زفاف ،زن را طلاق بدهد دو نظريه وجود دارد:

 1) اگر زن مهر خود را پيش از زفاف ابراء کند مردمي تواند مثلاً اگر مهريه 100 سکه است 50 سکه

از زن بگيرد . درست مثل اينکه مرد مثلاً هر 100سکه را به زن داده است و قبل از زفاف مرد زن را

طلاق مي دهد و کشف مي شود که مرد بايد نصفمهريه را مي داد. پس نصف ديگر را که بخشيد، مرداز زن مي گيرد .و اين با سيره عقلا کمتر سازگار است .

2) زن مستحق مهر نيست چون آن را ابراء کردهاست .

ضمن عقد مي توان هر شرطي را از جمله زمانقرارداد .به آقايان پيشنهاد مي شود مهر را مؤجل

قرار دهند . 

   شرط اجل در مهر 

 در عقد نکاح مي توان هر شرط صحيح و جايزي راقرار داد .نيمي مهريه را تقسيط کنند بدين صورت که سالاول مثلاً 50 سکه ، سال دوم 50 سکه ،سال سوم 50 سکه و .......و در زمان رسيدن سررسيد هر قسط ، زن ميتواند آنرا طلب کند . البته زن نمي تواند شرط کندکه در صورت عدم پرداخت مهر سال ديگر نکاح منباطل است . زيرا چنين شرطي باطل است و مرد رامجبور مي کنند به تأديه مهر و براي زن حق فسخبوجود نمي آيد .   اگر زن مهر خود را ابراء کند و بعد ابراي خود انکار

کند انکار وي پذيرفته نيست ، زيرا ابراء اسقاط است ،چيزي که ساقط شد بر نمي گردد و براي برگشتآن دليل باشد و دليل هم نيست . ضمن اينکه اگرزن بيان مي کند که ابراء کردم و حالا نمي کنم ،همان حرف اولش اقرار محسوب مي شود . و پساز انکار اقرار هيچ تأثيري ندارد.

مرد براي اثبات انکار زن يا از طريق شهود يا ازطريق نوشته کتبي بايد اين امر را اثبات کند. اقرارشاهد دليل محسوب مي شود بهترين دليل براياثبات يک امر اقرار شخصي است .بهترين راهکار اين است که مرد به گفته زن مبني برابراء مهر اکتفا نکند . بلکه ابراء زن را در دفاتر ثبت درعقد نامه ثبت کنند .